دنیای روانشناسی » روانشناسی » سطح شعور اجتماعی شما چه قدر است؟

سطح شعور اجتماعی شما چه قدر است؟

داستان روانشناسی شعور اجتماعی

با خواندن این داستان روانشناسی و پاسخ به سوالات آن بفهمید سطح شعور اجتماعی شما چه میزان است؟

تصور کنید، مردی که همسرش به شدت بیمار است و چیزی به مرگش نمانده. تنها راه نجات یک داروی بسیار گران قیمت است که در شهر فقط یک نفر هست که آن را می فروشد.

مرد فقیر داستان ما، هیچ پولی ندارد، هیچ آشنایی هم برای قرض گرفتن ندارد. به سراغ دارو فروش می رود و التماس می کند. به دست و پایش می افتد و عاجزانه خواهش می کند آن دارو را برای همسر بیمارش به عنوان وام یا قرض به او بدهد. دارو فروش به هیچ وجه راضی نمی شود. به هیچ وجه.

حالا مرد ما دو راه دارد. یا دارو را بدزدد و یا نظاره گر مرگ همسرش باشد.

مرد دارو را شبانه می دزدد و همسرش را از مرگ نجات می دهد. پلیس شهر او را دستگیر می کند.

داستان شعور اجتماعی-دنیای روانشناسی
داستان شعور اجتماعی-دنیای روانشناسی

کلبرگ، روانشناس و نظریه پرداز بزرگ قرن بیستم، با طرح این داستان از مردم خواست به دو سوال جواب دهند:

۱- آیا کار آن مرد درست بود؟

۲- آیا برای این دزدی، مرد باید مجازات شود؟ چرا؟

داستان معروف کلبرگ تمام بزرگان دنیا را به چالش کشید.

وی پس از طرح آن گفت:

از روی جوابی که به این سوال می دهید، من می توانم میزان هوش و شعور اجتماعی شما را تشخیص دهم.

و مهمترین قسمت این آزمایش، پاسخ به سوال “چرا” در سوال دوم بود.

هر کس جواب متفاوتی می داد. حتی سیاستمداران بزرگ دنیا به این سوال پاسخ دادند:

-آری، باید مجازات شود، دزدی به هر حال دزدی است.

– زیر پا گذاشتن مقررات، به هر حال گناه است. فارغ از بیماری همسرش.

– کار آن مرد درست نبود اما مجازات هم نشود. زیرافقیر است و راهی نداشته.

اما هنگامی که از گاندی این سوال را پرسیدند، پاسخ عجیبی داد!

گاندی گفت کار آن مرد درست بوده است و آن مرد نباید مجازات شود. چرا؟

زیرا قانون از آسمان نیامده است.

ما انسان ها قانون را وضع می کنیم تا راحت تر زندگی کنیم. تا بتوانیم در زندگی اجتماعی کنار هم تاب بیاوریم. اما هنگامی که قانون منافی جان یک انسان بی گناه باشد، دیگر قانون نیست. جان انسان ها در اولویت است. آن قانون باید عوض شود.

گاندی گفت انسان بر قانون مقدم است.

کلبرگ پس از شنیدن سخنان گاندی گفت بالاترین نمره ای که می توان به یک مغز داد همین است.

گاندی مغز ششم(بالاترین سطح شعور اجتماعی) است.

منبع: دنیای روانشناسی

درباره مرضیه سرباز

کارشناس ارشد مشاوره هستم. به صورت تخصصی در حوزه کودک فعالیت می کنم. دوست دارم تجربیات دانشگاهی و حوزه کاری ام را از طریق سایت دنیای روانشناسی در اختیار علاقمندان قرار بدهم.

۲۴ نظر

  1. فوق العادست مطالبتون
    امیدوارم همیشه موفق باشید

  2. سلام ب نظر بنده زیاد این داستان با عنوانش ربطی نداشت
    لطفا مطالب بیشتری بفرستید
    با تشکر

    • سلام
      این داستان درباره ی سطح شعور اجتماعی است پس شما با جواب دادن به سوالش میتونید این مطلب رو بفهمید.
      موفق باشید

  3. در مورد سطح شعور اجتماعی
    اگر پسر یک نفر را بخواهند قصاص کنند پدرش میتواند دزدی کند تا دیه مقتول را بپردازد؟ چون پسرش را میخواهد از مرگ نجات دهد
    اگر یک خانواده پول کرایه خانه اش را ندارد بپردازد آیا از ترس اینکه مجبور است در زمستان کنار خیابان از سرما تلف شود برود و دزدی کند؟
    نتیجه: چون من فکر میکنم کارم مجاز است میتوانم آنرا انجام دهم

    • سلام
      این یک مساله کاملا چالشی است . نظرات مختلفی درباره ی اون وجود داره و در عین حال نظر همه ی افراد محترم شمرده میشه ولی قطعا نظر کلبرگ این نبوده آدمها مجاز به انجام هر کاری هستند.
      بحث بر سر این مساله است که فرد بین دو مساله ی دزدی و از دست دادن همسرش تعارض پیدا کرده است و ترجیح داده است که همسرش را داشته باشد حتی اگر قرار باشد مجازات شود.
      شاد باشید

  4. به نظر من تشخیص یک پزشک هم صد درصد درست نیست … عمروزندگی و کسی نمیتونه تعیین کنه و درهرحال اون اقا علاوه بر اینکه دزدی کار بدیه حق یک نفر دیگه رو پایمال کرده … شاید یک نفر ک نسبتا نیازمند بوده و بامشکل پول اون دارو رو بدست اورده اما اون فرد با دزدی ک کرده دارویی ک اون هزینه شو داشته و حقش بوده رو ازش دریغ کرده…..

    • سلام
      بالاخره دیدگاه های مختلفی در این باره وجود داره!
      موفق باشید

    • درسته ک دزدی کار بدیه و ممکنه حق کسی ضایع شده باشه اما اگر افرادی تو جامعه باشن ک با ثروت های کلان زندگی کنن و بعضیا در فقر ب سرببرن جامعه ب دوقشر فقیر و ثروتمند تبذیل میشود و ثروتمندها ثروتمندتر و فقیرها فقیرتر میششوند و افراد دارای ثروت ممکن است نصف ثروتشان حق اصلی خودشان باشد و نصف دیگرش حق همان ادم فقیر دزد باشد ک از بعضی راها ک اینجا جای بحثش نیست بدست اورده. درسته ک دزددی کرده اما از نظر من ثروت ان اقای ثروتمند ممکن است بخشی از ثروت ان فرد حق ان اقا دزده باشد. و داستان بیان کرده ک هیچ کدام از اشنایان حاضر ب قرض دادن پول نبودن و حتی دارو فروش نیز حاضر نمیشود چنین کاری کند. اگر از نظر شما درست نیست از نظر بنده هم دزدی درست نیست اما باید ثروت بین کلیه افراد جامعه یکسان تقسیم شود.و از شما خواهش و همه کسانی ک نظر من را میبینن اینه که لطفا ب همدیگر کمک کنید علل خصوص در ثروت…

  5. گاندی چون به ادیان الاهی باور ندارد و به اصل عدم خشونت و مذهب برهمایی و عقاید خرافی هندو پایبند است، ملاک را انسان معرفی کرده وگرنه اصل قانون این است که از آسمان باشد و اگر میگوید “قانون که از آسمان نیامده” برای این است که به وحی و دین حق اعتقاد ندارد.. چرا باید آن مرد فقط دو راه داشته باشد؟ دزدی و مرگ همسرش؟ اهمیت جان نزدیکان ارتباطی به تجاوز به حریم دیگران ندارد
    گاندی که میگوید انسان بر قانون مقدم است یعنی چون جان زنش درخطر بوده حق داشته به حریم انسان دیگری تجاوز کند
    پس حرمت آن انسان دیگر چه میشود؟ چرا اینجا نمیگوید انسان بر قانون مقدم است؟ کسی که از او دزدی کرده ، او هم انسان است و اگر قرار باشد انسان مقدم باشد از داروفروش بعنوان یک انسان نیز نباید دزدی میکرد!
    وانگهی هنر و هوش اجتماعی به این است که از راه دیگری بتواند هم جان زنش را نجات دهد هم دزدی نکند و به حریم دیگر انسانها وارد نشود… اینکه کسی نخواهد دارویش را به قرض در اختیار کسی قرار بدهد مجوز دزدی نمیشود گرچه پای جان کسی درمیان باشد.
    حالا که اینقدر هوش اجتماعی ندارد که از راه دیگری جان زنش را نجات دهد، مثلا کلیه اش را بفروشد یا خانه اش را به رهن بگذارد یا اموال دیگرش را(چون درسوال گفته بود پول ندارد نگفته بود که چیز دیگری هم ندارد)، اگر هم به اضطرار دزدی کرده نهایتا باید تاوان مالی که برده را بدهد و تجاوز به حریم دیگری را جبران کند.. زیرا گرچه مضطر بوده ولی داروفروش هم انسان است و حقوقی دارد. هر یک به جای خود.
    واینکه ما انسانها قانون وضع کردیم برای اینکه راحت زندگی کنیم، مشکل خود ماست که از قوانین الاهی پیروی نکردیم و نتیجه پشت کردن به وحی و قوانین الاهی که برای رفاه و آسایش و امنیت بشر وضع شده نه چیز دیگر، همین است که قوانین ناقص خود را نقض کنیم و بگوییم انسان بر قانون مقدم است… بحث بر سر تقدم قانون بر انسان و بالعکس نیست بحث بر سر چرایی و چیستی و درستی قانون است زیرا انسان باید تابع قانون باشد تا بتواند زنده بماند و اگر قانونی نباشد انسانی باقی نمی ماند که بخواهد بگوید چه چیزی مقدم است یا نیست..

    • سلام
      اولا این مطلب رو خدمتتون بگم که مهاتما گاندی فارغ از دین و مذهبی که داشته تلاش بر وحدت بین انسان ها داشته و هیچ وقت نگاه تعصبی یا مذهبی به افراد نداشته و در این باره نباید اینطور قضاوت کرد که او فردی با دین خرافه بوده که ارزشی نداشته و فقط ما مسلمانان دین کامل و ارزشمند را داریم،
      چون هر انسانی فارغ از دین دارای ارزش و بهاست و انسانیت مهم است نه نگاه های تعصبی به مذهب.
      اگر سرگذشت گاندی رو خونده باشین میبینین که وی برای وحدت بین مسلمانان و هندوها حتی یک ماه روزه گرفته پس چیزی بالاتر از تفاوت مذهب برای وی اهمیت داشته است.
      مورد دوم اینکه قانون از آسمان نیامده بلکه خدا کتاب آسمانی رو برای ما به پیامبر(ص) وحی کرده و ما انسان ها بر اساس درک و فهم خودمان آن را تبدیل به قانون کرده ایم و قوانین ما اینطور نیست که وحی منزل باشد وگرنه چرا باید بعد از چند سال یک سری قوانین عوض شود و قوانین جدیدی جایگزین شود، این نشان دهنده ی درک و تفسیر ناقص انسان هاست و شاید هم تغییر شرایط که قانون باید خودش را با آن هماهنگ کند وگرنه این باعث بی توجهی و بی ارزشی به قانون میشود.
      قانونی که بگوید نه من تحت هیچ شرایطی عوض نخواهم شد اسباب سرکشی مردم و زیر پاگذاشتن را برای خودش فراهم می کند.
      مساله سوم اینکه این فرد در وضعیت اضطرار قرار داشته و قطعا زمان نداشته که بتواند کلیه یا اسباب یا هر چیز دیگری را بفروشد.
      و مورد بعدی اینکه حق آن دارو فروش هم حتما ارزشمند است ولی بحث این است که اینجا باید بین دو مساله انتخاب کنیم. تجاوز به حقوق یک نفر یا مرگ یک نفر
      و انتخاب بین بد وبدتر است.
      . به نظر کلبرگ کسی که شعور اجتماعی بالاتری دارد قطعا بد را انتخاب میکند نه بدتر را…
      موفق باشید

      • در خصوص مورد دومتان عرض کنم که ما اخلاقیات را با قانون خلط کردیم وقتی لفظ قانون رو میاریم ناخودآگاه ذهن ما به سمت اموری میره که توسط یکسری افراد وضع شده که با مرور زمان ممکن است تغییر کنه اما دزدی و دروغ و … اینطور نیستند و اینها جز اخلاقیات اند یعنی قبح ذاتی دارند و اینطور نیست که بگیم در صد سال پیش قانون دروغ نگفتن بوده ولی الان با گذر زمان قانون مجاز بودن دروغ وضع شده. دروغ دروغ است و در هیچ دوره از تاریخ مجاز نبوده و نخواهد بود حال دزدی هم همینطور است. مورد سومتان هم که فرمودید وضعیت اضطرار خب خداوند همه ما آدم ها رو در طول زندگی مان در چنین وضعیتی حالا به شکل دیگه قرار میدهد تا ببیند ما چه میکنیم و این میشود امتحان الهی وگرنه در شرایط گل و بلبل که همگی مان جزء افراد معصوم محسوب میشویم.

  6. سلام
    ممنون واقعا جالب بود

  7. درود و سپاس بابت مطالب های آموزندتون.یه چیزی نباید از جا انداخت که ما انسان هستیم و افعال و رفتار همه انسان ها به سطح ااجتماعی و جایگاهشون در جامعه و طبقه دسته بندی شدیشون از نظر پول و ثروته….پس انعکاس رفتارمون هم به طرز فکره ساخته شده و شکل گرفته شدمون در سطح درکمون از زندگیه خودمون داره..که در هر انسانی متفاووته و این باعث بوجود اومدن نظرات متفاوت میشه..اما قانون جمله یا کلمه ایست که از هر نظر بهش پرداخته شده تا حق کسی پایمال نشه و حسیت کسی جریحه دار نشه…پس با مجازات کردنه فرده فقیر به جرمه دزدی کاملا باید موافقت کرد…حالا شخصی مانند گاندی با گفتن ( قانون از آسمان نیامده ) ←یه مسخره کردن درش هست که این یه توع از بیشعوریه!!! این داستان میزان سطح شعور رو مشخص نمیکنه بلکه میزان عدالت خاهی در هر فردی تشدید میکنه نه شعور!سطح شعور ما در این داستان به این سمت میره که چرا یک فردی که برای نجات دادن یه فرد دیگر دست به کاری خلاف میزنه،؟ بهانه ای که وجدان انسان رو تشدید میکنه نه شعوره انسان رو پس بحث در باره ی شعور در این داستان باعث نظرهای متفاوت میشه که به اصل وجدان در این داستان هنوز پی برده نشده! نسبیت باید پیش کشید .نسبیت در این داستان با عث پیدا کردن یک مجهول مثله دارو براییک معلوم شخصر بیمار است و با کناره هم قرار دادن معلوم و مجهول به بهجواب میرسیم یعنی خوب شدن بیمار اما از گرفتن مجهول ( دارو ) از ضرییش ( فرد دارو فروش ) منهای ( دزد ) میشه معادله رو مساوی کرد..و دلیل منهاکردن فرد دارو فروش تنها یک عدد میمونه که ازش دارو فاکتور گرفته شده پس منهاست و فرد دزد هم چون در کنار دارو فروش قرار داره با منها کردنش مجازات میشه …سرتونو درد نیارم ..دزد ی بیشعوریست !

    • سلام
      متاسفانه بخشهایی از نظرتون را به دلیل غلط های املایی متوجه نشدم، هم چنین قسمت پایانی نظرتون، معادله و مجهول و معلوم …
      به هرحال هرکس دیدگاه خودش رو داره و نظر همه ی افراد مورد احترام است.
      موفق باشید

  8. سلام من واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم. مطلب بسیار جالبی بود. انسان از همه چیز والاتر است. من هم کاملا موافق این نتیجه گیری هستم.

  9. باسلام اول بهتون بگم کلبرگ یه نظریه داده ونظریه ایشون شاید بعدا تایید بشه ویاکلا رد بشه .درضمن به نظر من این داستان هیچ ربطی به شعورافراد ندارد میشه گفت این داستان به قضاوت وتوانایی تمیز دادن خوب از بد می باشه دراین داستان هم کار دارو فروش درسته که برای دارو هزینه ای ÷رداخته ونمتونه مجانی به کسی دارو بده اگر اینکار روانجام بده باید داروخانه را جمع کنه وازطرفی فردی که برای مرگ وزندگی دست به این کار زده جرات این کارراداشته برای نجات همسرش دزدی کنه (کارش دراصل درسته چون مسئله مرگ وزندگیه) حال اگرجرات این کاررانداشت وهمسرش فوت می کرداینو به حساب ایمانش می ذاشت این کار ش توجیه برای خودش میکرد.واز طرفی قانون درهمه حال اگر اشتباه باشه باید اجرا بشه چون این قانون باعث میشه همه افراد بتونن باهم زندگی کنن قانون بد بهتر از نداشتن قانونه ،بنظرم کار این فرد درسته ولی باید مجازات بشود.

    • سلام
      هر نظریه ای در دوران های بعدی ممکنه رد یا تایید شود پس هیچکدام قطعیت صد در صدی ندارند.
      و این صرفا یک دیدگاه است که در این نوشته به آن پرداخته ایم و البته در این باره نظرات مختلفی وجود دارد که همه ی نظرات درجایگاه خود قابل احترامه
      موفق باشید

  10. خانم سرباز کاملا با شما موافقم

  11. به نظر من چون ما دینی داریم که طبق آموزه های آن می دانیم که زندگی و مرگ هر انسانی دست خداوند است و خواست ما هرگز مقدرات الهی را تغییر نمیدهد و به نظر من این به طور کلی درستی کار این مرد رو زیر سوال می بره چون اگر ما اعتقاد به قدرت خداوند داشته باشیم حاضر به دزدی که هم تجاوز به حقوق دیگران و هم خلاف شرع الهی است نمی شویم و چه بسا که زمان مرگ این انسان فرا رسیده باشه و حتی دزدیدن دارو باعث خوب شدنش نشه. و به نظر من اینکه ما در حالت اضطرار خودمون رو مجاز به زیر پاگذاشتن قوانین و تجاوز به حریم دیگران بدونیم سطح شعور اجتماعی رو نمی رسونه بلکه ضعف ما رو در توانایی حل مسئله و یا کنار اومدن با شرایط میرسونه.

    • سلام
      البته که مرگ و زندگی انسان ها دست خداست ولی به این مساله هم دقت کنید که وقتی شما بدونین خدای ناکرده جون عزیزترین فرد زندگیتون در خطره، نمیتونین خیلی عاقلانه و عارفانه دست روی دست بگذارین و تلاشی نکنین و بگین که عمر دست خداست و هر اتفاقی قرار باشه میوفته پس نیازی به تلاش من نیست!
      البته که دزدی تجاوز به حقوق دیگرانه ولی همونطور که گفتم این فرد بین بد وبدتر بد رو انتخاب کرده و حاضر شده دزدی کنه و مجازاتش رو تحمل کنه ولی تمام تلاشش رو برای زنده نگهداشتن همسرش داشته باشه.
      البته باز هم این مطلب رو عرض کنم که نظرات متفاوت ولی قابل احترامه.
      موفق باشید

  12. منم با گاندی موافقم.هیچ چیزی توی دنیا ارزش زندگی یه انسان نداره.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *