دنیای روانشناسی » کودک » داستان روانشناسی : اولین درس برای فرزندم

داستان روانشناسی : اولین درس برای فرزندم

داستان روانشناسی

بعد از ظهر شنبه بود و هوا آفتابی.
دوستم بابی لوییس بچه هایش را به سینما برده بود، به باجه بلیت فروشی که رسید پرسید:

– “ورودی چقدر است ؟”
بلیت فروش جواب داد:  “۳ دلار برای خودتان و ۳ دلار برای بچه های ۶سال به بالا؛ بچه های ۶ ساله و کوچک تر هم نیازی به بلیت ندارند.

بچه های شما چند ساله اند ؟”
پدر جواب داد:  “این آقای وکیل ۳ سال دارد و آن آقای دکتر ۷ سال. پس باید ۶ دلار بدهم.”

بلیت فروش گفت:
” گنجی چیزی پیدا کرده ای؟ می‌توانستی ۳ دلار را به جیب بزنی و بگویی این آقای دکتر ۶ سال دارد. من که متوجه تفاوتش نمی شدم.”

بابی در جواب گفت :
– ” درست است، اما بچه ها که متوجه می‌شدند.”

اولین درس برای فرزندم باید صداقت و راستی باشد.

منبع: دنیای روانشناسی

درباره مرضیه سرباز

کارشناس ارشد مشاوره هستم. به صورت تخصصی در حوزه کودک فعالیت می کنم. دوست دارم تجربیات دانشگاهی و حوزه کاری ام را از طریق سایت دنیای روانشناسی در اختیار علاقمندان قرار بدهم.

۳ نظر

  1. سلام
    چقدر جالب
    من خیلی وقتا دیدم که خانواده ها برا اینکه بلیط سینما برا فرزندشون پرداخت نکنن سنشو دروغ میگن!!
    یعنی به خاطر پول یک عمر دورغ گفتن رو یاد بچه هاشون میدن
    ممنون که مطالب آموزنده داخل سایت میذارین

    • سلام
      بله متاسفانه این فرهنگ غلط در کشور ما وجود داره.
      امیدواریم این نوع آگاهی ها باعث رفتار اجتماعی درستی در خانواده ها بشه.
      سربلند باشید

  2. این قبیل ضعف ها در جامعه اغلب از وضعیت بد معیشتی و در وهله بعد از عدم آگاهی والدین نشات میگیره…
    متسفانه در زمینه فرهنگ سازی و اصلاح جو فرهنگی هیچ تلاشی وجود نداره.
    حتی دیده میشه در مواردی برای استفاده از وسایل نقلیه عمومی که بهای اندکی هم دارند همین جریان اتفاق میافته.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *